|
ایست
|
||
|
دست نوشته های مجتبی بیات |
به نام خدا
ارزیابی اجتماعی پروژه « انتقال آب از ميدان محمديه تهران به شهرستان هاي اسلام شهر، شهريار و رباط كريم جهت مصارف كشاورزي»
مقدمه
در اين نوشتار ابتدا به توصيف پروژه « انتقال آب از ميدان محمديه تهران به شهرستان هاي اسلام شهر، شهريار و رباط كريم جهت مصارف كشاورزي» از زبان طرحان، مجريان و مردم مي پردازيم. سپس بر مبناي مطالعات ميداني صورت گرفته و رجوع به كتاب برنامه ريزي تعاملي به نقد و بررسي اين پروژه اهتمام مي ورزيم.
در انجام اين مطالعه از مساعدت و همكاري كاركنان معاونت صنايع و توسعه روستايي سازمان جهاد كشاورزي استان تهران، اداره ترويج جهاد كشاورزي شهرستان رباط كريم، هيئت مديره شركت تعاوني توليد روستايي كانال محمديه و تعدادي از كشاورزان روستاهاي انجم آباد، منجيل آباد، حصارمهتر، ده حسن، اسماعيل آباد و وجه آباد از توابع شهرستان رباط كريم برخوردار بوده ايم.
توصيف پروژه
پس از احداث و آب گيري سد اميركبير در سال 1340 بر روي رودخانه كرج سرزمين هاي وسيعي از دشت سرسبز شهريار از نعمت آب كشاورزي محروم شد. به طوري كه ظرف كمتر از بيست سال در حوالي سال هاي 1358 و 1359 نه تنها رودخانه هاي فصلي رو به خشكي نهاد؛ بلكه سفره هاي آب زير زميني كه با استفاده از حفر چاه هاي عميق مورد بهره برداري قرار مي گرفت نيز به شدت فروكش كردند. در اين ميان شهرستان رباط كريم به دلايل اقليمي و جغرافيايي با خشكي مضاعفي روبرو شد. كشاورزي منطقه رباط كريم تحت شعاع اين كم آبي به سرعت رو به افول نهاد و در عوض با توجه به نزديكي به پايخت و دسترسي آسان از طريق جاده ساوه، اتوبان تهران ـ قم و آزاد راه تهران ـ ساوه به مراكز صنعتي كشور، بسياري از زمين هاي كشاورزي به صورت قانوني و غير قانوني تغيير كاربري داده شدند. كشاورزان با توجه به مهاجر پذيري منطقه يا به دنبال وارد كردن اراضي كشاورزي خويش به داخل بافت مسكوني برآمدند و يا زمين هاي خويش را جهت احداث كارگاه هاي صنعتي كوچك و بزرگ به فروش رساندند. نتيجه اين دو امر در كنار معضل كمبود آب؛ عدم تمايل كشاورزان به شغل اصلي خويش و تسريع در روند باير شدن اراضي بود.
كمبود آب كشاورزي علاوه بر به هدر دادن استعدادهاي كشاورزي منطقه رباط كريم، باعث بروز مشكل اشتغال نيز شد. از اين رو مسئولين وقت اجرايي با طرح دير هنگام انتقال آب از سفره هاي زير زميني شهر تهران در پي رفع بحران برآمدند. به گفته محمد افشار نماينده مديريت جهاد كشاورزي شهرستان رباط كريم در اجراي پروژه انتقال آب از ميدان محمديه به منطقه رباط كريم؛ مطالعات مقدماتي اين طرح در سال 1375 انجام شد. و سرانجام در سال 1381 فاز اجرايي آن آغاز گشت. مجري كانال اصلي وزارت نيرو، و مسئوليت آزاد سازي 27 كيلومتر از اراضي كشاورزي كه در مسير احداث كانال قرار داشته اند بر عهده جهاد كشاورزي بوده است. اين كانال در سرچشمه توسط 117 حلقه چاه عميق كه در نقاط مركزي شهر تهران جهت جمع آوري آب هاي زير زميني مازاد حفر شده است تغذيه مي شود. اين طرح داراي يك كانال اصلي از مبداء ميدان محمديه (اعدام) تهران به مقصد منطقه رباط كريم است. طول كانال 39 كيلومتر و 200 متر مي باشد. 11 كيلومتر تونل از زير زمين عبور داده شده است، 1200 متر از آن به صورت باكس و 27 كيلومتر باقي مانده به صورت رو باز احداث شده است. همچنين بنا بر اظهارات موحد فرماندار وقت رباط كريم در جمع نمايندگان زمينداران و كشاورزان رباط كريم در سال 1381؛ از مجموعه 39 كيلومتر، 25 كيلومتر آن از مزارع اسلامشهر و شهريار، و 3 كيلومتر آن از مزارع رباط كريم عبور كرده است. در نتيجه مي توان گفت كه پروژه انتقال آب از ميدان محمديه، قسمتي از اراضي كشاورزي دو شهرستان اسلامشهر و شهريار را نيز مشروب مي سازد. همچنان كه طبق گفته هاي افشار آبياري 500 هكتار از اراضي اسلام شهر، 1500 هكتار از اراضي شهريار و 6500 هكتار از اراضي رباط كريم عمده ترين هدف اجراي اين پروژه مي باشد. در حال حاضر كار احداث كانال اصلي با صرف 45 ميليارد تومان از محل اعتبارات دولتي با 95 درصد پيشرفت به انجام رسيده است.
به استناد مطالعه اي تحت عنوان «مطالعات مرحله دوم شبكه فرعي (درجه 3 و4) شبكه آبياري و زهكشي دشت رباط كريم» كه توسط مهندسين مشاور لار به انجام رسيده است؛ كانال اصلي داراي 12 كانال فرعي مي باشد كه وظيفه انتقال آب به مزارع، باغ ها و زمين هاي كشاورزي را بر عهده دارند. همچنين بنا بر مصاحبه نگارنده با محمد افشار؛ از ميان اين 12 كانال يك كانال مختص به اسلام شهر، 6 كانال به صورت اشتراكي متعلق به شهريار و رباط كريم و 5 كنال مختص به آبياري اراضي رباط كريم مي باشد. به گفته ي وي هزينه هاي اجراي كانال هاي فرعي بالغ بر 5/22 ميليارد تومان برآورد شده است. 50 درصد اين هزينه توسط دولت تقبل شده است كه تا كنون اختصاص يافته است. تامين 50 درصد مابقي نيز بر عهده كشاورزان به ازاي هر هكتار 5/1 ميليون تومان گذارده شده است. كشاورزان مي بايست اين مبالغ را از محل دريافت تسهيلات پيش بيني شده توسط بانك كشاورزي، پرداخت كنند. باز پرداخت اين تسهيلات نيز 2 سال بعد از بهره برداري در طي 6 سال صورت خواهد گرفت. همچنين اخيرا وعده داده شده است كه مبلغ 8/3 ميليارد تومان از سهم مردم، از محل اعتبارات سفر رياست جمهوري به شهرستان تامين خواهد شد. اين در حالي است كه تا كنون هيچ مبلغي توسط مردم پرداخت نشده است و آنان ميل و رغبتي را براي دريافت وام و پرداخت سهم خود بروز نمي دهند.
همچنين از هم اكنون جهت تقسيم آب بين زارعين و مالكين سه شهرستان اسلام شهر، شهريار و رباط كريم يك شركت تعاوني تحت عنوان «شركت تعاوني توليد روستايي كانال محمديه» تشكيل شده است. بنا بر مصاحبه نگارنده با كريم شيرازي مدير عامل اين شركت تعاوني؛ تعداد بهره برداران اسمي كانال 3200 نفر مي باشد، اين در حالي است كه تا كنون تنها نزديك به 1650 نفر از بهره برداران عضو تعاوني شده اند. اين شركت متشكل از آن دسته از اعضاي سابق چهار شركت تعاوني توليد روستايي؛ قائميه در محدوده اسلام شهر، شهريار در محدوده شهرستان شهريار و شركت هاي تعاوني توليد روستايي آدران و رباط كريم در محدوده شهرستان رباط كريم مي باشد كه اراضي آنها توسط كانال محمديه مشروب خواهند شد. نكته قابل توجه در تركيب مجمع عمومي و اعضاي هيئت مديره «شركت تعاوني توليد روستايي كانال محمديه» عدم استقبال كشاورزان روستاهايي است كه رسما اراضي آنها از كنال محمديه مشروب مي شود. به عوض اكثر اعضاي مجمع عمومي و هيئت مديره از اهالي روستاهايي مي باشند كه تنها به وعده مسئولين جهت پمپاژ اضافه آب روستاهاي تحت پوشش دل خوش كرده اند.
نقد و بررسي
بنا به اظهارات دست اندر كاران پروژه ي انتقال آب، مهمترين مشكل در مسير بهره برداري نهايي از كانال محمديه عدم تمايل كشاورزان به دريافت وام و پرداخت سهم خود از احداث كانال هاي فرعي است. همچنان كه نگارنده نيز در گفتگوهاي شخصي خويش با پاره اي از كشاورزان به اين مسئله پي برده است. كشاورزان در پاسخ به اين پرسش كه «چرا در پرداخت سهم خويش تعجيل نمي كنيد؟» به وعده هايي اشاره مي كنند كه پيش از اين در مورد بهره مندي ايشان از آب كشاورزي، توسط مسئولين امر داده شده بود و محقق نشده است. به عنوان مثال يونس نوبخت مدير وقت جهاد كشاورزي شهرستان رباط كريم طي سخناني در ميان توليد كنندگان برتر شهرستان رباط كريم در سال 1384 اعلام داشته است كه بهره برداري از كانال محمديه در دهه فجر همين سال محقق خواهد شد. اين وعده در حالي بيان شده است كه در آن زمان نه تنها كار احداث كانال هاي فرعي هنوز آغاز نشده بوده است بلكه فاز اجرايي كانال اصلي نيز به مراحل پاياني خويش نرسيده بوده است . در واقع فقدان اعتماد مردم به مسئولين در نتيجه ي وعده هاي مكرر محقق نشده باعث اميد توام با بيم كشاورزان نسبت به آينده شده است. كما اينكه پاره اي از كشاورزان عنوان مي كنند: اين وظيفه ي دولت است كه آب كشاورزي مورد نياز ما را تامين كند، و خود حاضر به انجام ريسك پرداخت هزينه هاي احداث كانال هاي فرعي نمي شوند. به نظر مي رسد اين مسئله يكي از دلايل عدم رغبت كشاورزان به مشاركت مالي در اين مرحله از طرح مي باشد.
از سوي ديگر خشك شدن باغات و باير ماندن زمين هاي كشاورزي طي بيش از چهار دهه و نيم، انگيزه ارتزاق از راه كشاورزي را از مالكين روبوده است. همچنان كه بنا بر مشاهدات مكرر نگارنده افزايش قيمت زمينهاي كشاورزي به جهت تامين مسكن كاگران مهاجري كه توان اسكان در شهر تهران را ندارند و همچنين احداث كارگاه هاي كوچك و بزرگ صنعتي در محدوده روستاها، پاره اي از مالكين را بر آن داشته است تا با فروش املاك باير خويش روزگار سپري كنند. با توجه به اين موضوع، محمد افشار از كارگزاران انتقال آب نيز معتقد است: سود جويي دلالان و بنگاهيان مشاور املاك مانعي بر سر انتقال آب به رباط كريم مي باشد. اين در حالي است كه مسئولين عنوان مي كنند كه در صورت انتقال آب به منطقه علاوه بر سيراب شدن اراضي اي كه پيش از اين تا سال 1340 توسط رودخانه كرج مشروب مي شدند و حل مشكل كمبود آب براي هميشه؛ بيش از 10000 (ده هزار) نفر شغل نيز ايجاد خواهد شد.
در اين ميان اشتغال جوانان در بخش صنعت و خدمات در خارج از روستا و عدم تمايل آنها به كارهاي كشاورزي از ديگر عوامل عدم تمايل به مشاركت مالي روستاييان در مراحل پاياني كار مي باشد. كما اينكه به گفته يكي از كارمندان اداره ترويج جهاد كشاورزي رباط كريم امروزه بيشتر كشاورزان شهرستان در سن بالاي شصت سال قرار دارند. اينان پيرمرداني هستند كه خسته از اميد واهي طي چند دهه گذشته از باغ و ريشه ي خويش دست كشيده اند و ترجيح مي دهند با فروش املاك خويش روزگار باقي مانده را سپري كنند.
علي الرغم تمايل كم كشاورزان و روستائياني كه اراضي آنها در مسير احداث كانال واقع شده است و به طور مستقيم و با احداث كانال فرعي از كانال مشروب خواهند شد، استقبال چشمگير پاره هاي از كشاورزان روستاهايي كه اراضي آنها به صورت غير مستقيم و با استفاده از پمپاژ مشروب مي شوند قابل توجه است. اين روستاها از كشاورزي پويا تري نسبت به روستاهاي فوق الذكر بر خوردارند. افشار در پاسخ به اين سوال كه چرا علي رغم تمايل كشاورزاني كه به آنها وعده آبياري اراضي شان بواسطه پمپاژ داده شده است در طرح ريزي كانال ترتيبي اتخاذ نشده است كه اراضي آنها به طور مستقيم از كانال بهرمند شوند مي گويد: در ابتدا طرح ريزي كانال به گونه اي بود كه اين روستاها نيز به طور مستقيم از مواهب كانال بهره مند مي شدند اما در حوالي سال 1380 مهندسين مشاور طرح، با بيان اينكه كنال تكافوي تمام اراضي را نمي دهند قسمت انتهايي كنال را منحرف ساختند. به اين ترتيب پاره اي از روستاهاي بالا دست كانال از شموليت طرح خارج شدند. به نظر نگارنده عدم تمايل مالكين روستاهاي اصلي كانال به مشاركت در احداث كانالهاي فرعي، مسئولين را بر آن داشته است كه با طرح ايده پمپاژ، مشاركت روستاهاي بالا دست را جلب كنند. كما اينكه افشار نيز معتقد است فاصله افتادن بين مطالعات اوليه و زمان بهره برداري در شرايطي كه الگوي نياز منطقه تغيير كرده است، يكي ديگر از دلايل عدم مشاركت مالي مردم مي باشد.
با تمام اين تفاسير به نظر مي رسد مهمترين دليل عدم مشاركت روستاييان در مراحل پاياني طرح، فقدان بهرمندي طراحان و مجريان طرح از مشاركت روستاييان در تمام مراحل مي باشد. به عبارت ديگر اگر از طريق مشاركت روستاييان اولويت هاي آنها به طور كامل شناسايي و عملياتي مي شد چه بسا در موارد مقتضي نيز آنها با كمال رغبت مشاركت مي كردند. در واقع مجريان تنها به بعد مشاركت مالي بهرمندان نهايي پروژه توجه كرده اند. اين در حالي است كه اگر از ابتدا براي حل مسئله كم آبي از نظرات روستاييان استفاده مي شد و يا اينكه آنها به طور مداوم و واقعي در جريان پيشرفت كار قرار مي گرفتند، امروز به راحتي گام آخر را بر مي داشتند.
اگر بخواهيم بر اساس عامل زمان به نوع برنامه ريزي صورت گرفته جهت رفع مشكل كمبود آب منطقه رباط كريم پي ببريم، در ابتدا به نظر مي رسد كه با مدل برنامه ريزي تعاملي رويرو بوده ايم. چرا كه برنامه ريزان گذشته سرسبز منطقه و پتانسيل هاي كشاورزي آن را در ذهن خويش تصور كرده بوده اند، به دنبال احياي كشاورزي و ايجاد اشتغال در زمان كنوني بر آمده اند و سرانجام آرمان رهايي االي الابد شهرستان از بي آبي را در سر مي پروراندند. اما بايد توجه داشت كه در فرايند برنامه ريزي فوق هيچكدام از اصول عملياتي سه گانه برنامه ريزي تعاملي به كار گرفته نشده است. به عبارت ديگر اصل مشاركت همگان از پايين مرتبه تربن ها كه كشاورزان مي باشند تا بالاترين آنها كه مديران و برنامه نويسان مي باشند، لحاظ نشده است. مداومتي در برنامه نويسي صورت نگرفته است و در تنها موردي كه برنامه تغيير كرده است؛ بخشي از نيازمندان واقعي كه حاضر به انجام هر نوع مشاركتي در هر مرحله از پروژه بوده اند از شموليت پروژه خارج و سپس به گونه اي ديگر با صرف هزينه ي مضاعف (جهت پمپاژ) وارد برنامه شده اند. اصل كل نگري نهفته در برنامه ريزي تعاملي نيز در اين برنامه جايي نداشته است. به گونه اي كه درحالي اجزاي مديريتي شهرستان صحبت از به پايان رسيدن پروژه به ميان مي آورده اند كه تخصيص منابع از ناحيه دولت مركزي به طور كامل صورت نگرفته بوده است. همچنين به گفته مطلعان در چند سال ابتدايي اجراي پروژه عدم هماهنگي بين مسئولين سه شهرستان اسلامشهر، شهريار و رباط كريم از موانع كندي عمليات اجرايي بوده است. در نتيجه اين ناهماهنگي ها مردم نسبت به وعده هاي مسئولين بدبين و در مواردي بي توجه شده اند. (ايكاف: 1384، 62ـ 86) در مجموع به نظر مي رسد طراحي پروژه « انتقال آب از ميدان محمديه تهران به شهرستان هاي اسلام شهر، شهريار و رباط كريم جهت مصارف كشاورزي» در چارچوب هيچ يك از انواع برنامه ريزي هاي ذكر شده در كتاب برنامه ريزي تعاملي (ارتجاعي، غيرفعال، فعال و تعاملي) نمي گنجد. اين طرح صرفا به دنبال مشكل بحران طولاني مدت كمبود آب در منطقه و بر اساس نظر و اراده كارگزاران اجريي در جهت رفع اين بحران طراحي و اجرا شده است.
نتيجه
نگارنده معتقد است علي رغم صرف هزينه هاي گزاف مادي و معنوي جهت اجراي پروژه « انتقال آب از ميدان محمديه تهران به شهرستان هاي اسلام شهر، شهريار و رباط كريم جهت مصارف كشاورزي»، اين پروژه نمي تواند به تمام اهداف خويش نايل شود. فاصله افتادن بين زمان آبادي اراضي كشاورزي و هنگامه احياي مجدد از طريق بهره برداري از اين پروژه، فروش اراضي كشاورزي جهت كاربري مسكوني و صنعتي، عدم مشاركت دادن به روستاييان در تمام مراحل پروژه، عدم اعتماد كامل مردم نسبت به وعده هاي مسئولين، عدم ريسك پذيري كشاورزان، انحراف طرح در سال هاي پيش از اجرا، فاصله زماني بيش از يك دهه بين انجام طرح هاي مطالعاتي و بهره برداري از پروژه و در نهايت عدم تمايل كشاورزان به مشاركت مالي در گام آخر، از موانع تحقق اهداف مي باشند. هرچند بايد اذعان داشت كه اجرا و بهره برداري كامل از اين پروژه مي تواند در بعضي مناطق و روستاها به رونق بخش كشاورزي و ايجاد اشتغال نايل شود.
منابع
الف) مصاحبه و گفتگو
1) مصاحبه نگارنده با محمد افشار/ نماينده مديريت جهاد كشاورزي شهرستان رباط كريم/ شهريور 1386.
2) مصاحبه نگارنده با كريم شيرازي/ مديرعامل شركت تعاوني توليد روستايي كانال محمديه/ شهريور1386.
3) گفتگوي نگارنده با تعدادي از كشاورزان و روستائيان سهيم در كانال محمديه
4) گفتگوي نگارنده با خانم شهرياري / كارمند اداره ترويج جهاد كشاورزي شهرستان رباط كريم/ شهريور 1386.
ب) مطالعات و طرح هاي پژوهشي
ـ مهندسين مشاور لار/ مطالعات مرحله دوم شبكه فرعي(درجه 2 و 3) آبياري و زهكشي دشت رباط كريم/ گزارش مطالعات اجتماعي ـ اقتصادي/ به سفارش وزارت جهاد كشاورزي ـ معاونت آب و خاك، دفتر توسعه شبكه هاي آبياري/ دي ماه 1382.
ج) سايت هاي اينترنتي و روزنامه ها
1) احداث سد اميركبير(كرج)/ سايت اينترنتي شركت برق منطقه اي تهران/ http://www.trec.co.ir/ تهران/ بي تا.
2) نوبخت، يونس/ سخنراني در همايش توليدكنندگان برتر شهرستان رباط كريم/ روزنامه جوان/ شماره 1935/تهران/ 17 دي 1384.
3) موحد، محمد/ سخنراني در جمع نمايندگان زمين داران و كشاورزان رباط كريم/ روزنامه ايران/ شماره 2130/ تهران/ 31 ارديبهشت 1381.
د) كتاب
ـ ايكاف، راسل/ برنامه ريزي تعاملي/ ترجمه سهراب خليلي شوريني/ نشر مركز/ تهران 1384.
|
|