تبليغاتX
ایست - از تن مان برای روح مان
 
ایست
 
 
دست نوشته های مجتبی بیات
 

http://free1.persiangig.com/image/norooz.gifحالا که نوروز باز هم عزم آمدن کرده است ما چه کنیم با خودهای خود؟ این عادت و کارِ هر ساله نوروز است؛ در لحظه ای می آید و در لحظه ای به پایان می رسد. وعده می دهد که سال دیگر می آیم. اما سال دیگر هم لحظه ای می آید و لحظه ای دیگر می رود تا دیگر سال. این نوروز را چه دخلی با ما اگر تن و روح مان قلبِ به نو شدن نشود. این کارِ روزها و شب هاست که می آیند و می روند و دیگر نمی آیند. ما چطور؟ چگونه می آییم و چگونه می رویم؟ با تن مان که حرفی نیست آن نیز چون نوروز امروزیمان می آید و می رود! باید با روح مان سخن گفت تا شاید دمادم تحویل شود و با تحویل شدن اش ماندن را بر رفتن فائق آید. باید از تن مان آغاز کنیم تا بلکه نوروزمان دمادم قلب شود برای روح مان.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 18:57  توسط مجتبی بیات  | 
 
  بالا