|
ایست
|
||
|
دست نوشته های مجتبی بیات |
حالا که نوروز باز هم عزم آمدن کرده است ما چه کنیم با خودهای خود؟ این عادت و کارِ هر ساله نوروز است؛ در لحظه ای می آید و در لحظه ای به پایان می رسد. وعده می دهد که سال دیگر می آیم. اما سال دیگر هم لحظه ای می آید و لحظه ای دیگر می رود تا دیگر سال. این نوروز را چه دخلی با ما اگر تن و روح مان قلبِ به نو شدن نشود. این کارِ روزها و شب هاست که می آیند و می روند و دیگر نمی آیند. ما چطور؟ چگونه می آییم و چگونه می رویم؟ با تن مان که حرفی نیست آن نیز چون نوروز امروزیمان می آید و می رود! باید با روح مان سخن گفت تا شاید دمادم تحویل شود و با تحویل شدن اش ماندن را بر رفتن فائق آید. باید از تن مان آغاز کنیم تا بلکه نوروزمان دمادم قلب شود برای روح مان.
محل سکونت من در حاشیه ی حاشیه است. اشتباه نکنید! نه در حاشیه ی مرکز که در حاشیه ی حاشیه ی مرکز است. امروز اینجا خوردنی بود. گونی بود که از تریلرها می افتاد. 4 تریلر پر از سیب زمینی عیدیِ دولت بود به مردم من که قرار است عیدی همراه با شکم سیری! برای مردم من به همراه بیاورد. با خود می اندیشم که آیا مردم من باز هم سیب زمینی عیدی خواهند گرفت. راستی آقای مهندس موسوی شما هم مثل یوزارسیو ایرانی! سیب زمینی خواهید داد به مردم من!؟
متأسفم! آنقدر مشغولیم که گویی یادمان رفته است که عید می آید و عده ای از دوستانمان آن سوی دیوارهای اوین اند.

در شرایط فعلی آنچه مهم است تلاش برای نجات ملی و خارج کردن کشور از مسیر انحطاط است. اصلاحاتی که بتواند به تقویت جامعه مدنی منجر شود؛ خارج کننده کشور از مسیر انحطاط است. منظور از نجات ملی فراهم شدن زمینه های لازم برای صدر نشینی مردم است. و در جامعه مدنی دولت از عرصه عمومی ظهور می کند. با این توضیح در انتخابات پیش رو هدف می تواند: «تقویت عرصه عمومی و ایجاد اعتماد بین گروه های اجتماعی و نهاد دولت» باشد. به این ترتیب شعار محوری در انتخابات پیش رو این می تواند باشد: «جامعه مدنی برای نجات ملی»
|
|