تبليغاتX
ایست
 
ایست
 
 
دست نوشته های مجتبی بیات
 

اندیشه و احساس ابوذر را بخوانید. ابوذر آذران به جای همه ی ما و برای همه ما می نویسد. باشد که روزی چون او شجاعت خود بودن و از خود نوشتن را تجربه کنیم.  ابوذر ریشه هایش را در پهنه تاریخ گسترده است. او آذر امروزینی است که اندیشه اش از احساسش برخاسته است.  هر که چون اوست سرافراز است و پاینده. شناخت ابوذر آذران شناخت ناشناخته های دنیای پیرامون ماست. پس او را با اندیشه و احساس اش بشناسیم.

 |+| نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 2:14  توسط مجتبی بیات  | 

حکم این است: هر حکایتی تلخ است؛ حتی اگر بوی عسلِ بهار نارنج مشامم را نوازش دهد.

حکم این نیست: من اینم؛ نشسته ام به روی تو.

حکم این است: بمان ولی سخن نگو، ز من نه پرس، به روی من نگه مکن.

حکم این نیست: من مستم، من هستم.

حکم این است: تو نیستی، تو مست نیستی.

و حکم حکم نیست حتی اگر حکم باشد. ما با هم حاکمیم و شجاعت حکم کردن نداریم. چون بیش از یکیم. و نیازمان یک حاکم است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 14:24  توسط مجتبی بیات  | 

پوفیوزها انسان باشید. وحشی ها از مردانگی خود که نه از سردر دانشگاه شرم کنید. زنده باد دانشگاه. زنده باد دانشجو. زنده باد پلی تکنیک. زنده باد علامه. زنده باد انجمن اسلامی. زنده باد مقاومت و آزادگی. زنده باد آنکه سرش را به دیوار کوفتند. ننگ باد بر ارتجاع. ننگ باد بر فاشیسم. ننگ باد بر آنانی که می بینند و نمی بینند. ننگ باد بر بی شرفان و دریوزگان عالم. سلام بر آزاده گی. سلام بر صداقت و صلابت یاران آزادی. سلام بر مقاومت. سلام بر پیروزی. و مرگ بر حیوانیت آدم نمایان....

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 0:43  توسط مجتبی بیات  | 
 
  بالا